میلاد حضرت علی بن موسی الرضا المرتضی علیه الاف تحیت والثنا مبارک باد

| + نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388 | ساعت23:39 | توسط يكي از ارادتمندان مرحوم فواد كرماني |
هرلحظه ، به اختلاف آواز و صدا
از شمس ندا می رسد از ذره ،ندا
آواز خدا همیشه در گوش دل است
کو دل ، که دهد گوش به آواز خدا
| + نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 | ساعت21:49 | توسط يكي از ارادتمندان مرحوم فواد كرماني |
ما تشنه آب و از عطش بي تابيم
در آب و نخورده آب و در غرقابيم
شب رفت و سحر دميد و بيدار شدند
مستانِ بخواب و ما عجب در خوابيم
| + نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387 | ساعت16:24 | توسط يكي از ارادتمندان مرحوم فواد كرماني |
يك لحظه چو غافل از جزا شد يعقوب
يوسف ز بَرَش رفت كه بودش محبوب
سلطان ودود، از ره ِ داد است كه ، داد
پاداش بدي را بد و خوبي را خوب
| + نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387 | ساعت16:19 | توسط يكي از ارادتمندان مرحوم فواد كرماني |
از كيسه بُري چو يافتي دست پُري
با دست زند به كيسه ات ، كيسه بُري
ابناي زمان ، دَر زدُ خوردند ، فواد
در دارِ بِزن ، بخور ، مزن ، تا نخوري
| + نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387 | ساعت16:4 | توسط يكي از ارادتمندان مرحوم فواد كرماني |
جوينده ي دِرهَم ، دلِ دَر هم دارد
عارف زغم دل ، دلِ بي غم دارد
مومن كه تنش نسوزد از آتش فقر
صد باغ بهشت ، در جهنم دارد
| + نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387 | ساعت16:0 | توسط يكي از ارادتمندان مرحوم فواد كرماني |
سرمایه دین طلب که این گوهر توست
تقوی مده از دست که این جوهر توست
بر خواهش نفس و طبع زن گام مزن
گر تابع زن شدی، زنت شوهر توست
| + نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387 | ساعت15:52 | توسط يكي از ارادتمندان مرحوم فواد كرماني |
حلول ماه محرم الحرام،ماه عزای سید وسالار
شهیدان
حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)
تسلیت باد
| + نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 | ساعت18:7 | توسط يكي از ارادتمندان مرحوم فواد كرماني |
به جانان زنده ام تا عشق جانان دارم اندر دل
نخواهم مرد چون با دل برم اين عشق اندر گل
حيات جسم هر نفسي به جان ودل بود اما
ندارد غير صاحبدل حيات جان صاحب دل
به صورت صورت آدم بود ابناي آدم را
ولي فرق است در معني ميان عالم و جاهل
گشودم چشم چندي تا شناسم حق وباطل را
چو حق را يافتم، شد ديد باطل ديدنم باطل
چنان مشكل بود صاحبدلان را غير حق ديدن
كه اسان ديدن حق نزد عير اهل حق مشكل
به تيغم مي كشد در خون و هر دم ارزو دارم
كه باز آغشته در خون گردم از شمشير اين قاتل
هر گامي دلا بردار كامي تا سر كويش
ناكامي است پيمودن طريق عشق مستعجل
جز نقد حالي نيست درياب ازجهان حالي
كه باشد نزد عارف حال ماضي حال مستقبل
تو از ماء حقيقت در حقيقت زنده اي اي دل
و ليكن چون نبا تي از حيات خويشتن غافل
به خود برگرد و خود با جلوة خود عشقبازي كن
مرو بيهوده ليلي را چو مجنون از پي محمل
تو موسومي به عاشق ليك معشوقي بذات خود
به جز اسمي ترا با دوست نبود در ميان حايل
ز نقصان است كآدم غير خود معشوق خود بيند
كه خود را عاشق و معشوق بيند عارف كامل
سفر كن از هواي خويش و در ملك رضا بنشين
كه در سير وسلوك اينجاست ما را آخرين منزل
اگر حق را مريدي ، از مراد خويشتن بگذر
برو در نا مرادي كن مراد خويش را حاصل
وصال او چو مي خواهي رضاي او كن
كه ما از ترك وصل او شد يم آخر به او واصل
فواد از هر چه هستي نيست شو گررستگي خواهي
نه عاشق باش ونه عارف نه محنون باش و نه عاقل
| + نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387 | ساعت17:46 | توسط يكي از ارادتمندان مرحوم فواد كرماني |
عاشق كه سرشته ازحقيقت گَلاوست
از دوست نخواهد به حقيقت ،جز دوست
حق ازهمه روگرچه هويداست، ولي
پنهان بود ازكسي كه درعشق دوروست
| + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 | ساعت17:20 | توسط يكي از ارادتمندان مرحوم فواد كرماني |
